لوگو

مطالب آموزشی کارآفرینی و تجارت ،خبر، سرگرمی، کسب و کار

از مردی پرسیدند بچه ات را بیشتر دوست داری یا همسرت را؟

از مردی پرسیدند بچه ات را بیشتر دوست داری یا همسرت را؟ پاسخ جالبی داد …
 
گفت بچم رو عاشقانه دوست دارم  ولی زنم رو عاقلانه

گفتم یعنی چی ؟

گفت من عاشق بچم هستم همه کارهاش رو دوست دارم  همه افکارش رو وهمه حرکاتش رو همه چیزش برام زیباست  حتی اگر برای دیگران بد باشه
 
ولی همسرم را  عاقلانه دوست دارم

دختر زیبای رویاهای من وقتی با من ازدواج کرد زیباترین موها رو داشت  بنابرین الان که بین موهای زیبایش موهای سفید میبینم من اون موهای سفید رو می پرستم وقتی با من ازدواج کرد صورتش بسیار زیبا بود حالا که چروکهای صورتش را می بینم من  اون خطهای صورتش رو سجده میکنم وقتی از دست من عصبانی میشه و سکوت میکنه من اون سکوت رو دوست دارم . وقتی به خاطر من چندین سال با نا ملایمات ساخته  من اون ساختنش را دیوانه وار دوست دارم پس من نسبت به همسرم عاقلانه عاشق هستم  

                زن هر چقدر هم که بزرگ شود ،  
                            همسر شود ،
                               مادر شود ،
                                  مادر بزرگ شود ،

درونش هنوز هم دختری کوچک چشم انتظار است ،انتظار می کشد  برای لوس شدن ، محبت دیدن دستی میخواهد برای نوازش ، و چشمی برای ستایش مهم نیست چند ساله شدی ، زن که باشی ،
دنیای درونت همیشه صورتی ست
   
                    تقدیم به همه ی فرشتگان میهنم
یک پیام تکان دهنده توسط یک زن …
کسی از او پرسید …….
آیا شما زنی شاغل هستید،
یا خانه دار؟؟
او پاسخ داد: بله من یک خانه دار تمام وقت هستم!!!
من ۲۴ ساعت در روز کار می کنم …
من یک “مادر” هستم!!
من یک همسر هستم!!
من یک دختر هستم!!
من یک عروس خانواده همسرم هستم!!
من یک ساعت زنگ دار هستم!!
من یک آشپز هستم!!
من یک پیشخدمت هستم!!
من یک معلم هستم!!
من یک گارسون هستم!!
من یک پرستار بچه هستم!!
من دستیار هستم!!
من یک مامور امنیتی هستم!!!
من یک مشاور هستم!!!
من ارام بخش هستم!!
من تعطیلات ندارم!!
مرخصی استعلاجی ندارم!!
روز استراحت ندارم!!!
شبانه روز کار میکنم ….
و ۲۴ ساعته گوش به زنگم…
تمام ساعات و
دستمزدم این است:
“مگه چکار کردی از صبح تا حالا؟”

تاریخ ارسال : ۱۰ام اردیبهشت ۱۳۹۶
بازدید : 68 بازدید
مطالب مشابه
نظرات کاربران